X
تبلیغات
رایتل
چهارشنبه 10 خرداد‌ماه سال 1391

قصه دیار سبزم در شمال ...


 

قصه دیار سبزم در شمال ...


قصه ای می گویم

بس  گران و افتخار

می کند همراهی ام

شعر من ، تا انتها


می نویسم ،  روستا

مردمانش سخت کوش

از کشاورزش  تا ...

کودکانش ،  جنب و جوش


پیر مرد روستا

زخم دست و پرچروک

در تلاش و انتظار

تا به هنگام حصول


کوشش جمعیتی

باغ و شالیزار و دشت

چهره سبزینه اش

در صفایند در سکوت


گرچه  دورم من کنون

غربت هستم در جنون

ذهن بیمارم ، گاه

می شمارد در درون


مهر قلب  مادرم

فکر فردای من است

در فضای سینه اش

دل به من دارد هنوز


پیر شده  این  مادرم

موهایش شد سپید

بر من دور از وطن

چشم به راه و پر امید


خم شده پشت پدر

همت و او درتلاش

گرچه پیر و  او  بزرگ

سرور است و افتخار


روستا  را مظهری است

هم صفا  و هم تلاش

گرچه دائم کاری اند

جمله پیوندند و خوش


طاهری را قصه ای است

از دیارش در شمال

آنقدر می خواندش

تا رود در خواب ناز 

***

میر حمزه طاهری هریکنده ای نوپا

نظرات (6)
سلام [گل]و
من آپم با//دردو دل با پدر//
شماهم بیا
منتظرم [گل]م

جمعه 12 خرداد‌ماه سال 1391 ساعت 12:55 ب.ظ
امتیاز: 0 0
سلام
شما هم دعوتی اره شما شما
من آپم
منتظرم گلم

جمعه 12 خرداد‌ماه سال 1391 ساعت 08:59 ب.ظ
امتیاز: 0 0
سلام آقا حمزه
احوال شما ، خوب هستید .
ممنون از شعر زیبات خیلی زیبا بود موفق باشی .
ولادت حضرت علی ( ع ) و روز پدر بر شما مبارک

دوشنبه 15 خرداد‌ماه سال 1391 ساعت 08:08 ق.ظ
امتیاز: 0 0
م.ع. [ web ]
سلام
مناهل شعر نیستم! فکر کنم تا حالا به جز شهرهای کتاب درسی و گلستان 2 تا شعر خونده باشم ولی شما رو به یکی از اشنایان شعر دوست معرفی می کنم و نظر اونو براتون میزارم شایدم خودش نظر گزاشت.
ممنون که به وبلاگ من سر زدید.

سه‌شنبه 16 خرداد‌ماه سال 1391 ساعت 12:45 ق.ظ
امتیاز: 0 0
سلام


برای اینکه بهتر شعر بگید سعی کنید تا میتونید شعر بخونید

یکشنبه 28 خرداد‌ماه سال 1391 ساعت 05:41 ب.ظ
امتیاز: 0 0
سلام بر دوست عزیزم آقا حمزه

شعرت بسیار زیباستُ امیدوارم هر جا هستی پاینده باشی .

دوشنبه 25 دی‌ماه سال 1391 ساعت 01:15 ب.ظ
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
 X 
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد