بهار می آید و صدای پایش از هر سو به گوش می رسد و ما هم جشن می گیریم این عید سعید باستانی دیرینه را و ورق می زنیم سال کهنه را و آغاز می کنیم سال نو را به لطف خداوند بزرگ و سلامتی همه مردم ایران زمین بویژه بیمارانی که روی تخت بیمارستان هستند.
صدای پای بهار می آید ...
نـــو بهــــار و می رسد نـــوروز ما
رفتــه دیــــروز و ببین امـــــــروز ما
مـی رسد از هــر طـــرف آواز خـوش
بلبلان با شادمــــانی در خـــروش
وقت شادی هــر کجا جشن و سرور
خـود نمایی از بهـــار است پرغـرور
سبزه را شادی که مهمانش گل است
سفره ، ساز و در کنارش سنبل است
شاخــه ها تن پوش روشن می کنند
باغ و بوستان رو به سوسن می کنند
صحبت از پاک و تکــــان منـزل است
نــــوبتی هــــم نــــوبت درد دل است
سفره زینت میشود هفت سین خــود
هــرکـه دل مشغـول شود آیین خــود
وقت دیـــــدار و همـــه گـــــرد همند
عــاشقانــه شاد و یک جا محضرند
باغبان از بـوی گل، سرخوش و مست
شکـــر خالق می برد بالا ، دو دست
مـی سراید ، چه چه ای ، بلبل به نو
رقص باغ و حکمت و عشقش ، شنـو
خــوش به حـالی ، وقت شادی زد رقـم
بــد به حالـی گفت ، که نــوروزی بـدم
طاهــری ، برخیز و عیدت شادی کـن
دلنــوشته ، نـو بهــارت یــــادی کـــن
***
میر حمزه طاهری هریکنده ای نوپا
سلام . شعر خیلی قشنگیه . قالب این شعر چیه ؟
سلام شعر قشنگی بود عالی عالی عالی عالی عالی بود
سلام ممنون از حضورتون تشکر